مرتضى راوندى
325
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در ممالك مىكنند ، بعد از عهد اكاسره در عهد هيچ پادشاهى نكردهاند . » « 1 » در دورهء غازان خان ، جنبش شهرسازى در تمام بلاد ، بخصوص در شهر تبريز ، رو به وسعت و اهميت نهاد و غازان خان دستور داد باروى شهر را خود مردم طورى بسازند كه تمام باغات و خانههاى مردم را شامل شود . در آن روزگار ، چون مردم به مسائل بهداشتى و رعايت حفظ الصحه توجه نداشتند ، هرجا كه جمعيت زياد مىشد ، به همان نسبت آلودگى بيشتر مىشد و سلامت عمومى بخطر مىافتاد . ظاهرا مردم آن روزگار ، كثافات و زبالههاى خانهء خود را به خارج شهر منتقل نمىكردند و آبهاى آلوده و زبالهها را به كوچهها يا در جوى آب مىريختند و با اين اقدام ، به ناراحتى عمومى كمك مىكردند و غالبا همين بيقيديها و فقدان حكومتهاى دلسوز و بيتوجهى و عدم رشد عمومى ، سبب بروز بيماريهاى واگيردار نظير و با ، حصبه و غيره مىگرديد و گاه ، شهرى در اثر همين بيدقتيها از جمعيت تهى مىشد « در بعضى شهرها . . . بواسطهء كثرت « جمعيت » ، جاى بر مردم تنگ مىگردد و دو سه طبقه عمارت برهم مىنهند و كوچها تنگ و ديوار بلند مىشود و هوا متعفن . بدانسبب ، و با ظاهر مىگردد و رنجوريهاى متنوع باديد مىآيد ، و ديگربار خراب مىشود ؛ مانند شهر خوارزم . » « 2 » غازان خان شهر تبريز را وسعت بخشيد و نزديك هر دروازه كاروانسرايى بزرگ و چهار بازار و حمام بنا كرد تا بازرگانانى كه از خارج مىآيند ، در كاروانسرا منزل گزينند و كالاهاى خود را به « تمغاچى » سپارند و پس از استحمام به شهر روند . « و امر نمودم كه در هر شهرى و بلدى ، مسجدى و مدرسه و خانقاهى بنا كنند و لنگرخانه جهت فقرا و مساكين و دار الشفايى به جهت مريضان مقرر دارند ، و در هر شهرى ، دار العماره و دار العداله تعمير كنند و قورچيان به جهت نگاهبانى زراعت رعيت مقرر دارند ؛ و امر نمودم كه در هر ملكى ، سه وزير تعيين نمايند ؛ وزير اول ، براى رعيت كه آنچه از رعيت تحصيل شود ، و اصلات آن را سررشتهء نگاه دارد كه چه مبلغ و چه مقدار از رعيت ، به هر اسم و رسم برآمده ، جمع آن را نگاه دارد ؛ و وزير دوم ، براى سپاه كه به سپاهيان چه رسيده و چه مبلغ طلب دارند . وزير سيم ، از براى ضبط اموال غايب و آينده و رونده و حاصل بادى و هوايى و ضبط اموال مجانين و مواريث و ايتام ، و به استصواب قاضى و شيخ الاسلام ، جمع سازند ؛ و امر نمودم كه اموال اموات را به وارث رسانند و اگر وارث نباشد ، در ابواب الخير صرف نمايند و يا به مكهء معظمه فرستند . » « 3 » شهرسازى تيمور : تيمور ، پس از قتلوغارت و كشورگشايى ، در دوران قدرت خود ، از يك برنامهء معينى ، براى احياء اقتصادى ملل اسير ، پيروى نكرد بلكه براى قدرتنمايى ، با اعمال ظلم و زور ، « دستور داد كه در سمرقند خيابانى بسازند كه از ميان سمرقند بگذرد و در دو سوى آن دكانهايى بنا كنند كه در آنها انواع كالا به فروش برسد . اين خيابان از يك سوى شهر به سوى ديگر مىرفت و از ميان شهر مىگذشت . براى انجام دادن فرمان ، دو تن از بزرگان دربار را برگزيد و به آنها گفت كه اگر در كار خود كوتاهى كنند و شبوروز نكوشند ، سر آنان به گرو
--> ( 1 ) . خواجه رشيد الدين فضل الله همدانى ، تاريخ مبارك غازانى ، داستان غازان خان ( قسمتى از جامع التواريخ ) . به تصحيح كارليان . ص 204 . ( 2 ) . همان . ص 206 - 205 ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان .